تبليغاتX
کلنجار زدنهای کلنجار
      هر یک از انسان‌ها از حقّ آزادی اظهار نظر و بیان دیدگاه خود برخوردارند. این حقّ شامل آزادی گرویدن به آراء و افکار بدون دخالت دیگران می‌باشد. همچنین می‌توانند از دریافت اخبار و افکار و نشر آن به هر وسیله‌ی ممکن بدون قید و بندهای جغرافیایی برخوردار باشند          اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۱۹

اینــک کـه‌ اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه‌ سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!

هيرو دانش همسر 19 ساله "هيوا بوتيمار" است؛ فعال مدنی مريوانی که به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم شده است. وقتي با وی تماس گرفتم تا قرار مصاحبه را بگذاريم، صدايش هنوز رنگ اشک داشت. اشکی خشک نشده. می‌خواستم با ايميل پرسشها رابرايش ارسال کنم، از تعطيلی شهر گفت و اعتراض مردم بخاطر صدور حکم اعدام برای همسرش. هيرو دانش دانشجوی رشته رياضی است و در حال حاضر با پدر و مادرش زندگی می‌کند. او به روز گفت: "حتی اگر قبل از ازدواج می‌دانستم برای همسرم حکم اعدام صادر می‌کنند، باز هم با او ازدواج می‌کردم؛ ما عاشق يکديگريم".

خانم بوتيمار همسرتان را به اعدام محکوم کرده‌اند. فکر ميکنيد علتش چيه؟
برای بازداشت و محکوم کردن روشنفکران در ايران دليل خاصی وجود ندارد. از نظر من هيچ دليلی برای صدور چنين حکمی وجود ندارد و نخواهد داشت. قاضی‌ای که‌ اين حکم را صادر کرده‌ بدون توجه‌ به‌ پرونده‌ متهم دست به‌ چنين عملی زده‌؛‌ يکی از بارزترين تناقضات اين حکم با پرونده‌ موردی است که‌ قاضی در حکم به‌ مجرد بودن هيوا اشاره‌ دارد در حالی که‌ وی متاهل است. جرم همسرم تنها کارهای فرهنگی و مدنی بوده‌ که‌ انجام داده‌ است.

چه کسي اين خبر را به شما داد؟
خبر را ازوکيل هيوا شنيدم.

با شنيدن اين خبر چه حالی پيدا کرديد؟
ابتدا باورم نمی‌شد، اما با تکرار آن و حرفهای وکيلمان کم کم بدنم سرد شد، دلم شروع به ‌تپيدن کرد، و لبهايم خشک شد.

آخرين بار کی همسرتان را ملاقات کرديد؟
سه ‌هفته‌ پيش، يک هفته‌ قبل از اينکه‌ از زندان مريوان منتقل شود.

از زندگيتان بگوييد. کی با هم ازدواج کرديد؟ چطور با هم آشنا شديد؟
ما دو سال قبل از ازدواجمان با هم آشنا شديم و 4 سال پيش هم ازدواج کرديم. زندگی بسيار خوبی داشتيم. در طی زندگيمان با پشتکار فوق العاده همسرم به‌ تحصيل ادامه‌ دادم و توانستم بسيار موفق باشم. همسرم در دوران زندگی مشترکمان در شرکتی مشغول کار بود، همچنين به‌ عنوان هيئت مديره‌ انجمن سبز شهر فعاليت می‌کرد.

اگر آن موقع می‌دانستيد که برای شريک زندگيتان حکم اعدام صادر می‌کنند، باز هم با هيوا بوتيمار ازدواج می‌کرديد؟
قطعا! همسرم هر کاری که‌ کرده در راه فرهيختگی مردم و آگاه کردن بيشتر جامعه‌ در مورد مسائل فرهنگی بوده‌ است.

در حال حاضر با چه کسی زندگی می‌کنيد؟ برخورد فاميل و دوستان در شرايط کنونی با شما چطور است؟
در خانه‌ پدريم هستم. برخورد مردم بسيار خوب است، همه‌ من را به‌ عنوان همسر شخصی بارز و فعال درزمينه‌های فرهنگی می‌شناسند و من را به‌ خاطر داشتن چنين همسری تحسين می‌کنند.

این حکم در زندگی شما چه اثری گذاشته؟ از کارهای روزانه‌تان بگوييد.
زندگيم بسيار تغيير کرده‌، بيشتر اوقات در دادگاه و زندان سرگرم کارهای همسرم هستم، در طول ترم نيز به‌ دانشگاه می‌رفتم.

مادر عدنان حسن پور می‌گفت که شما خيلی تنهاييد. اينطور است؟
ممنون از همدردی مادر عدنان، کاملا طبيعی است که‌ در غياب شوهرم احساس تنهايی کنم اما باز وجود دوستان دلسوز در بهبود وضعيت روحيم موثر بوده ‌است.

واکنش اطرافيان شما نسبت به اين حکم چی بوده؟
کردستان، منطقه‌ جغرافيايی که‌ ما در آن زندگی می‌کنيم در طول تاريخ خيلی اوقات از طرف قدرتهای مرکزی و حکومتهای ديگر مورد تهاجم و برخوردهايی همچون اعدام و قتل عام قرار گرفته‌ است. پدران و مادران ما چه‌ داستانها تعريف می‌کنند ازاعدامهای صحرايی جوانانشان، ولی به‌ هر حال اين اعدامهای اخير طبيعتا واکنشهای نگران کننده‌ای را به‌ دنبال داشته‌ است، چرا که‌ در قرن 21 تصور اعدام نويسندگان وروشنفکران واقعا سخت است.

شما به عنوان همسر هيوا، از خصوصيات او بگوييد. از زندگی با او راضی بوده‌ايد تا حالا؟
هيوا شخصی مسئوليت پذير عاشق خانواده‌ و همسرش بود، و جمع دوستان را به تنهايی ترجيح می‌داد، بسيار خوش اخلاق بود و هميشه ‌برای موفقيت من تلاش می‌کرد. زندگی با هم را بسيار دوست داشتيم و خواهيم داشت. چون عاشق هم هستيم.

فرض کنيد حکم اعدام هيوا لغو بشود و امکان آزاديش فراهم آيد. با آزادی هيوا، زندگی شما چه تغييری می‌کند؟ تاثير آزادی هيوا بر آينده شما چه خواهد بود؟
چيزی که تغيير نمی‌کند زندگی فرهنگی و فعاليتهای مدنی ما است، فکر نمی‌کنم تغيير بنيادينی در زندگی ما به‌ وجود آيد.

و اگر حکم تاييد بشود؟
در اين مورد نمی‌توانم اظهار نظر کنم.

چه سخنی با قاضی‌ای داريد که حکم را صادر کرده؟
حکم صادر شده‌ برای همسرم از طرف اين قاضي برابر هيچ يک از قوانين بشری و همچنين قوانين تصويب شده‌ در ايران نمی‌باشد، بنابراين اگر قاضی حتی مطابق قوانين ايران قضاوت می‌کرد قطعا اين حکم صادر نمی‌شد، از قاضی می‌خواهم که‌ برای پرونده‌های ديگر قضاوتی عادلانه‌ داشته‌ باشد.

به عنوان همسر يک زندانی که به اعدام محکوم شده، از چه کسانی و چه انتظاراتی داريد؟
از تک تک انسانهای، انساندوست و عدالتخواه جهان انتظار حمايت و همدردی دارم و همچنين از همه‌ نهادها و سازمانهای مربوطه ‌درخواست رسيدگی مجدد به پرونده‌ همسرم را دارم.

پدر و مادر هيوا از صدور حکم اعدام مطلعند؟
بله، پدر و مادر همسرم پيرزن و پيرمردي 70 ساله‌ هستند که‌ دردهای زيادی به‌ خاطر بچه‌هايشان چشيده‌اند چرا که‌ بچه‌هايشان هيچوقت نخواسته‌اند دربرابر وقايع پيرامون سکوت کنند.

و آخرين جمله‌ای که دوست داريد بگوييد؟
همسر من بی‌گناه است.

+ ای مهربان پیش از رفتن رد پایی از مهربانیت برایم بگذار ||  86/05/03 ||  15:59  ||